مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
295
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
گرم است كه نزديك به خورشيد است و سرماى باد شمال از دورى خورشيد است نسبت به آن سرزمينها . و خداى داناتر است . امّا ميغها و ابرها و شبنمها ( انداء ) و مه ، همه بخارى است كه از زمين برمىخيزد ، اگر انبوه شود ابر خواهد شد و اگر رقيق شود ميغ و غبار خواهد شد و خداى تعالى گويد : « خداى ، آن خداى است كه بفرستد بادها را تا برانگيزد ابرى . » ( 30 : 48 ) و منجّمان برآنند كه خورشيد از مواضعى مرطوب مىگذرد و از درّههايى . و از حرارت عبور خويش ابرى برمىانگيزد ، اگر آن بخار انبوه شود ميغ خواهد شد . و گويند باران حالت اجتماع و فشردهشدگى آن بخار است كه به صورت قطراتى در مىآيد ، همان گونه كه از سر ديگ قطرهها مىچكد ، زيرا هر چيز ترى چون تافته شود بخار از آن برخيزد . و آن چنان است كه اگر حرارت با رطوبت بياميزد اجزاى آن لطيف شود و آن را به صورت هوا درمىآورد و اگر سرماى هوا در آن بخار افزون شود ، آن را به زمين باز خواهد گرداند . پس انبوه و فشرده گردد و به گونهء آب درآيد . حال اگر آنچه فرود مىآيد خرد باشد و اندك ، شبنم خوانده مىشود و به همين دليل شبنم بيشتر در زمستان است و در شبها . زيرا در آن هنگام هوا سرد است و اگر بخارى كه متصاعد مىشود سبك باشد و اندك و سرمايى كه از بالا بر آن فشار آورده است بسيار باشد ، آن بخار جامد خواهد شد . حال اگر آن بخار بسيار باشد و سرما نيز بسيار تبديل به برف ( ثلج ) خواهد شد و اگر سرماى ابر بسيار شود ، آبى كه در آن جاى دارد منقبض گردد و جامد شود و به گونهء يخچه و تگرگ ( برد ) درآيد . اختلافى كه در خردى و بزرگى آن وجود دارد ، نتيجهء بعد يا قرب مسافت ابر است از زمين . اگر نزديك باشد و به سرعت فرود آيد ، چيزى از پيرامون آن ذوب نمىشود و دانههاى آن همچنان درشت خواهد بود . همچنين است باران . و اينها همه ، چيزهايى است روا و ممكن است و در هيچ كدامشان ردّى بر كتاب خداى و ابطال دين نيست . از ابن عباس ( رض ) روايت شدهايم كه خداى تبارك و تعالى بادها را مىفرستد تا ابرها را برانگيزند و باران را بر آن فرو مىفرستد . پس باد ، به مانند ماديان آبستنى كه درد زهش گرفته باشد ، آن را آشكار مىكند . امّا حكايتى كه وهب نقل كرده است كه به روزگار طوفان نوح ، زمين به خداى تعالى شكايت برداشت كه طوفان رخسارهاش را آبلهگون كرده است ، پس خداى ابر را غربالى كرد از براى باران . اگر اين سخن درست باشد ، به معنى آن است كه بر انبوهى ابر افزود ، چنان كه گفته است . و در سخن خداى تعالى « و مىفرستد از آسمان از كوههايى كه در وى است يخچهاى فراوان . » ( 24 : 43 ) بيشتر اهل لغت برآنند كه تگرگى كه در زمين ديده مىشود ، وقتى كه از آسمان نازل مىشود ، به مانند كوهى است . و آسمان به معنى ابر است و اهل زبان را در اين اختلافى نيست . گروهى گفتهاند كه